عطا ملك جوينى

357

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

نيز ناگفته نگذريم كه نسخهء حاضرهء دستور المنجّمين چنان كه از وجنات آن در كمال وضوح لايح است بنحو قطع و يقين نسخهء اصلى مؤلّف است « 1 » نه سوادى از آن ، پس محتمل است باحتمال بسيار قوى كه اصلا جوينى عين همين نسخهء حاضره را در دست داشته باينمعنى كه شايد نسخهء حاضره از جملهء نسخ كتابخانهء معروف الموت بوده كه پس از فتح آن قلاع بتفصيل مشروح در جهانگشا « 2 » بدست جوينى افتاده بوده و چون از جملهء كتب دينى و مذهبى آنطايفه نبوده آن را تلف نكرده بلكه مثل بعضى ديگر از مآخذ اسماعيليّهء همان كتابخانه از قبيل « سرگذشت سيّدنا » و غيره در تأليف جلد سوّم جهانگشا به كار برده بوده است ، ( 38 ) ص 159 س 1 - 2 ، و القاب ايشان رضىّ الخ ، ضبط اين كلمه در مورد ما نحن فيه در جائى به نظر نرسيد ولى بقرينهء معادلهء با وفىّ و تقىّ كه هردو بتشديد ياء بر وزن فعيل‌اند بظنّ غالب رضىّ نيز به همين وزن يعنى بفتح اوّل و تشديد ياء بايد باشد نه رضى ( رضا ) بكسر اوّل و فتح ضاد و در آخر الف مكتوبه به صورت ياء چنان كه دخويه در رسالهء « قرامطهء بحرين » ص 5 و 9 مكرّر چنين نوشته است « 3 » ، وانگهى رضا لقبا براى شخصى معيّن ( نه در امثال اين تعبيرات كه فلان كان يدعو الى الرّضا من آل محمّد كه در اين گونه موارد رضا لقب شخص معيّنى نيست ) جز در مورد امام هشتم علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام گويا در مورد كسى ديگر مسموع نباشد ، « 4 »

--> ( 1 ) رجوع شود به همان مقالهء مذكورهء كازانوا ص 133 ، ( 2 ) رجوع شود به جلد 3 ص 186 - 187 ، و 269 - 270 ، ( 3 ) Ar - Ridha . ، ( 4 ) سمعانى در كتاب الأنساب ورق a 255 در تحت عنوان « الرّضا » فقط همان حضرت را ذكر كرده است لا غير ، صاحب قاموس و تاج العروس در اينباب چندين خبط واضح نموده‌اند كه اينجا موقع تفصيل آن نيست ، مضمون آن دو كتاب با كتاب المشتبه ذهبى مقايسه شود ،